• خانه
  • |
  • نقشه سايت
  • |
  • ارتباط با ما
  • |
  • کاربران
  • |
  • کاربران
  • |
  • کاربران
چهار شنبه، ٠٧ تیر ١٣٩٦|تاريخ آخرين به روز رساني: 7 ساعت و 25 دقيقه پیش| 
   
تهران
منبع: سرویس سازمان هواشناسی

پايان نامه هاي دانشجويي

كنترل و بررسي اثرات ديناميكي شبكه‌هاي HVDC
 دانشجو: علي رحمتي
استاد راهنما: عباس شولايي
دانشنامه: كارشناس ارشد

در پي گسترش سيستمهاي قدرت و ضرورت اتصال سيستمهاي مناطق بزرگ و حتي کشورهاي همجوار به يکديگر و لزوم انتقال انرژي با قدرتهاي زياد، انتقال جريان مستقيم با ولتاژ بالا (HVDC) اهميت روز افزوني يافته است. ابداع روشهاي نوين ساخت نيمه هاديهاي قدرت، موجب حل مسائل پيشين تکنولوژي HVDC گشته و راه رابراي پيشرفته آن هموار كرده است. در مرکز تحقيقات نيرو، تحت عنوان پروژه ملي HVDC و با کمک نيروهاي علمي، تحقيقاتي داخلي به منظور پژوهش در مسائل انتقال جريان مستقيم و آشنايي با تکنولوژي مربوطه تحقيقات گسترده‌اي انجام شده است. رساله حاضر حاصل بخشي از اين تحقيق است که در آن به بررسي وتحليل کامپيوتري وآزمايشگاهي کنترل‌کننده‌هاي HVDC و عملکرد آنها پرداخته شده است و رفتار ديناميکي يک شبکه HVDC در ارتباط با شبکه قدرت مورد ارزيابي قرارگرفته است. در ابتدا، تاريخچه مختصري از سيستمهاي DC مرور شده و موارد کاربرد، مزايا و معايب آن در مقايسه با سيستمهاي AC ذکر شده است. سپس درادامه آن به بررسي و شناخت انواع کنترل‌کننده‌ها پرداخته و موارد کاربرد هريک به اجمال آورده شده است. کنترل کننده‌ها شامل کنترل‌کننده‌هاي پايه به هنگام عملکرد معمول سيستم و کنترل‌کننده‌هاي خاص براي اهداف ويژه است. در فصل دوم جزييات يک سيستم محاسبه گر نسبتا سريع که براساس FFT کميتهاي مختلف از جمله جريان و ولتاژ متناوب، توانهاي اکتيو و راکتيو و ظاهري، دامنه و فاز هارمونيکهاي مختلف جريان و ولتاژ و غيره را اندازه‌گيري مي‌کنند مطرح شده است. کميتهاي يادشده علاوه برکاربرد درحلقه‌هاي مربوط به سيستمهاي کنترل، درثبت ونمايش نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند. درفصل سوم به بحث دقيق و تئوريکي روي کنترل کننده هاي پايه در HVDC پرداخته و با ارائه مدل خطي براساس روش کسينوس معکوس روال طراحي و شبيه‌سازي کامپيوتري اين کنترل کننده‌ها در ارتباط با شبکه  HVDCرا بيان کرده‌ايم. ابداعاتي مانند اتخاذ توابع غيرخطي‌ازجريان DC، درکنترل‌کننده‌هاي مزبور براي بهبود در رفتار حالت گذراي شبکه، بهنگام وقوع اتصال کوتاه در شبکه‌هاي AC و DC نيز آورده شده است. درادامه اين فصل مدل فضاي حالت استخراج شده خطي براي شبکه HVDC براي دو الگوريتم مرسوم کنترل حلقه بازو حلقه بسته درطرف اينورتري، ارائه مي‌شود. درفصل چهارم روي چگونگي مدلسازي ديجيتال کنترل کننده هاي HVDC و الگوريتم طراحي کنترل کننده ديجيتال برروي سيستم آزمايشگاهي بحث شده است. سخت افزار و نرم‌افزار بکاررفته براي اين منظور ونتايج محاسبات کامپيوتري و آزمايشگاهي نيز درادامه آن آورده شده است. فصل پنجم دررابطه بامدلسازي ديناميکي يک شبکه  HVDC-AC به منظور مطالعات نوسانات فرکانس پايين و طراحي مدولاتور پايدارساز توان DC است. اين مدلسازي به جهت سادگي و پايين بودن ابعاد ماتريس ديناميکي حاصله و استفاده ازابتکارات نوين در استخراج آن، به نوعي منحصر بفرد است. باارائه روش طراحي براساس حساسيتهاي مقادير ويژه يک مدولاتورتوان (DCM) بر روي مدل ديناميکي مذکور برحسب نقطه کارداده شده به اين روش طرح شد. ازمزاياي اين روش طراحي غير متمرکز بودن ونداشتن حساسيت زياد نسبت به تغيير نقطه کار است. نتايج کامپيوتري مبني برمقايسه کاربرد DCM و PSS درشبکه HVDC-AC نيز درادامه ارائه مي شود. در فصل آخر روي رفتار ديناميکي ديگر شبکه HVDC يعني عکس‌العمل برروي نوسانات پيچشي محور توربوژنراتور (SSR) بحث وبررسي شده است. اين بررسي‌ها شامل مطالعات روي دامنه و فرکانس هارمونيکهاي زير سنکرون حالت گذراي حاصل ازعملکرد   HVDC آسنکرون و بررسي اثر ميراکنندگي يک شبکه  HVDC و تاثير مدولاسيون زاويه آتش، در افزايش ميرايي تنشهاي زير سنکرون محور توربوژنراتورها مي‌باشد. اين مطالعات به صورت تحليلي و براساس تئوري مدولاسيون و شبيه‌سازي توسط نرم‌افزار EMTP صورت گرفته است.

كنترل فازي سيستم فرمان چهار چرخ خودرو
دانشجو: عليرضا الفي
استاد راهنما: دكتر حسين بلندي
دانشنامه: كارشناس ارشد

مطالبه عملکرد بهتر خودرو در زمينه هدايت و کنترل آن ، موجب بررسي مجدد و تحقيقات جديدي بر روي سيستم هاي فرمان مرسوم شد، که نتيجه اين تحقيقات منجر به ايجاد سيستم‌هاي فرمان جديد به نام فرمان چهار چرخ شد که در آن چرخهاي عقب همانند چرخهاي جلو جهت بالا بردن قدرت مانور و افزايش پايداري خودرو هدايت مي‌‌شوند. قانون کنترل بکار برده شده براي هدايت چرخهاي عقب و مدل بکار رفته براي تعيين قانون کنترلي، قانون کنترلي دو مشخصه اصلي و وجه تمايز روش هاي آناليز اين مساله اند مزيت اصلي سيستم فرمان چهار چرخ اين است که با چرخش چرخهاي عقب در جهت چرخهاي جلو قادر به ايجاد زاويه لغزش چرخهاي عقب بدون نياز داشتن به زاويه لغزش بدنه بوده و تاخير زماني ميان ورودي فرمان و توليد نيروي جانبي چرخ عقب را حذف کرده و زمان مورد نياز براي رسيدن به حالت دائمي را کاهش دهد. همچنين مي تواند براي بالا بردن قدرت مانور، به وسيله هدايت چرخهاي عقب در خلاف جهت چرخهاي جلو، شعاع چرخش را کاهش دهد. در بخش اول اين پروژه ابتدا يک مدل فازي براي وسيله نقليه استخراج خواهد شد و سپس طراحي کنترل کننده فازي با استفاده از روش LQRو قوانين فازي صورت مي گيرد. در بخش دوم، با در نظر گرفتن معايب و مشکلات موجود در طراحي کنترل کننده هاي فازي چون تعيين قواعد و توابع عضويت تنگناي ابعاد و پايداري سيستم تحت کنترل علاوه بر طراحي کنترل‌کننده‌هاي معمولي و کنترل کننده هاي فازي براي مدل غير خطي خودرو با تلفيق کنترل کننده هاي معمولي و کنترل کننده فازي به رفع معايب فوق مي پردازيم. در قسمت اول اين بخش به طراحي روش ID+P افزايشي پرداخته و رفتار خودرو بادو روش کنترلي PID يعني PID فازي و PID مرسوم مقايسه خواهد شد. در قسمت دوم يک روش جديد کنترل مورد لغزشي و فيدبک حالت با قوانين فازي است. سپس رفتار خودروي مجهز به اين روش کنترلي، با خودروي مجهز به کنترل‌کننده مورد لغزشي معمولي و کنترل‌کننده مورد لغزشي فازي مقايسه مي‌شود. نتايج شبيه‌سازي‌ها نشان‌دهنده رفتار بهتر خودرو با کنترل کننده جديد در مقايسه با کنترل کننده‌هاي کلاسيک و فازي است.

كنترل ولتاژ و توان راكتيو در پست فوق توزيع به روش تركيبي برنامه‌ريزي ديناميكي فازي – عصبي
دانشجو: ميترا مقدم
استاد راهنما: احمد كاظمي
دانشنامه: كارشناس ارشد

 در اين پروژه کنترل 2هماهنگ ولتاژ شين ثانويه وتوان راکتيو پست فوق توزيع بررسي گشته است. هدف يافتن حالت مناسب خازن شنت ووضعيت تپ چنجر تحت بار (OLTC) بر اساس تخمين بارهاي ساعتي و ولتاژ شين اوليه ترانسفورماتور پست فوق توزيع در بيست و چهار ساعت آينده مي باشد. کنترل ولتاژ و توان راکتيو به گونه اي صورت مي‌گيرد که انحراف ولتاژ شين ثانويه از مقدار مطلوب 1 pu و ميزان توان راکتيو کمينه گردند. بعلاوه شرايط عملي همانند حداکثر جابجايي تپ ترانسفورماتور و کليدزني خازن در يک روز بايد رعايت شوند. براي رسيدن به اين اهداف، شبکه عصبي جهت يافتن حالات اوليه خازن و تپ چنجر بکار برده مي‌شود. سپس براي يافتن پاسخ نهايي خروجي‌هاي شبکه عصبي به يک بلوک برنامه‌ريزي ديناميکي فازي اعمال مي شوند. نتايج نشان مي دهند که ولتاژ شين ثانويه به ميزان قابل قبولي در نزديکي مقدار مطلوب (1 pu) کنترل مي‌شود و مقدار ضريب توان به مقدار واحد نزديک است. کاربرد روش ترکيبي باعث کاهش حافظه و زمان مورد نياز براي تعيين حالات بهينه کليدزني خازن و وضعيت تپ چنجر روز آينده، نسبت به روشهاي ديناميکي و ديناميکي فازي مي‌شود.
  • منبع : ماهنامه صنعت برق
  • تاريخ چاپ : شنبه ، ١٣٨٩-١١-٠٢
  • شماره چاپ : 162
  • چاپ شده در صفحه (هاي) : 54,55